دیوانه ام از دست خودم سیر شدم ، با هر کس همنام تو درگیر شدم
ای تف به جهان تا ابد غم بودن ، ای مرگ بر این ساعت بی هم بودن
یادش همه جا هست،خودش نوش شما ، ای ننگ بر و مرگ بر آغوش شما
شمشیر بر آن دست که بر گردنش است ، لعنت به تنی که در کنار تنش است
دست از شب و روز گریه بردار گلم ، با پای خودم می روم این بار گلم